دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

199

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

رابرت و همسرش از رم راهى اسپانيا شدند . با اينكه اقدامات رابرت در آنجا نسبت به برادرش شرلى اميدواركننده بود ، ولى باز نتوانست به نتايج روشنى دست يابد . هنگاميكه آنتونيو دگوه آودنگيزبيك روملو عنوان سفراى رقيب او از ايران وارد اسپانيا شدند ، عرصه بر او تنگ‌تر شد . رابرت و همسرش پس از اينكه مطمئن شدند كه سفارت آنها در اسپانيا مطالب مطلوبى دربر نخواهد داشت ، به انگلستان رفتند . با اينكه جيمز پادشاه انگليس از آنها به گرمى استقبال كرد ( در قصرها مپتن ) ولى رابرت نتوانست بازرگانان خشك‌مغز انگليسى درياى مديترانه و كمپانيهاى هند شرقى را متقاعد سازد كه تجارت با ايران از طريق هرمز به صرفه آنها خواهد بود . درنتيجه او در سال 1613 م . دست خالى به ايران برگشت . جزئيات آتى زندگى او بعدا ارائه خواهد شد . شاه عباس علاوه بر اعزام رابرت شرلى به اروپا به‌عنوان سفير ويژه خود ، در سال 1609 م . آنتونيو دگوه‌آ و دنگيز بيك روملو ( يك نفر ايرانى ) را مأمور دربار فيليپ سوم اسپانيا و پاپ پل پنجم كرد . اسكندر بيك در تاريخ عالم آراى عباسى ، دنگيزبيك را « مرد چرب‌زبان » ناميده است « 1 » . آنها براى فيليپ سوم و پاپ تعدادى هدايا با خود داشتند و نيز پنجاه بار ابريشم برده بودند تا براى شخص شاه به فروش برسانند . آنها در اسپانيا مثل رابرت شرلى نتوانستند كار مهمى از پيش ببرند . گوه‌آ هنگامىكه در اروپا بسر مىبرد ، اسقف قيروان ( Cyrene ) و نماينده پاپ شد . شاه در موقع بازگشت آنها به ايران در سال 1613 م . دنگيزبيك روملو را دستگيرساخته و در حضور گوه‌آ به دليل خيانت و اعمال فاسدانه در اروپا به قتل رساند . گوه‌آ كه به جان خود ترسيده بود ، به جنوب فرار كرد . امامقلى خان حاكم فارس ، چندى او را در شيراز نگهداشت و سپس رخصت داد تا به هرمز برود . هنگامىكه شاه فهميد كه گوه‌آ به‌جاى فروش ابريشم به نفع او ، آن‌را به فيليپ سوم بخشيده ، به امامقلى خان به دليل رفتارش با گوه‌آ ، پرخاش و عتاب كرد . شاه مىخواست پول ابريشم را از گوه‌آ بگيرد . گوه‌آ پس از رسيدن به هرمز از طريق دريا به بصره رفت و از آنجا از راه خشكى به سوريه و سپس از راه دريا به پرتقال رهسپار شد ، ولى دزدان دريائى الجزيره كشتى او

--> - مذهبى به بحث و گفتگو مىپرداخت . هنگامىكه پدران اين فرقه‌ها از او پرسيدند كه آيا مىخواهد به دين مسيحى درآيد يا نه ، او از جواب طفره رفت و در مقابل اصرار دوباره آنها پاسخى دوپهلو داد . در سال 1606 م . در پاريس كتابى منتشر شد با عنوان Nouvelle conversion du Roy de Perse avec la De Fette de deux cens Mil Turcs ، و ده سال بعد هم باز در پاريس كتابى ديگر منتشر شد با عنوان Histoire veritable de Toute quis'est Passe en Perse depuis la coversion du Grand Sophy عجيب‌تر اينكه باز در سال 1614 م . در پاريس اثرى از يك نويسنده گمنام منتشر شد كه در آن جزئيات ورود سلطان عثمانى به دين مسيحى تشريح شده بود ! ( 1 ) - اسكندر منشى ، ترجمه سيورى ، ص 1074 ( مرد چرب‌زبان ) .